على محمدى خراسانى

92

شرح مكاسب (فارسى)

ديگر از قبيل تقسيم ايضاح الفوائد ، خلط مبحث فراوان است . يعنى چيزهائى را كه مربوط به تنجيم و منجم‌گرى است از اقسام سحر شمرده‌اند همانند قسم اوّل از اقسام سحر در كلام مرحوم مجلسى كه سحر كلدانيان باشد . و قسم دوّم و سوم در كلام فخر الدين كه استعانت به فلكيات و تمزيج قواى . . . باشد ، و چيزهائى را كه جزء شعبده‌بازى و تردستى و تندكارى است از اقسام سحر شمرده‌اند همانند قسم چهارم در كلام مجلسى در حالى كه شعبده با سحر فرق دارد و در مسئله يازدهم خواهد آمد . و چيزهايى كه واقعيّت دارد و از مسائل علمى و دقائق فنّى است از قبيل قسم ششم در كلام مجلسى و علم حيل و جرّاثقال در كلام ديگران ، از اقسام سحر شمرده‌اند در حالى كه موضوعا و حكما بيرون هستند ، و نمامّى را از اقسام سحر شمرده‌اند در حالى كه حكما حكم سحر را دارد ولى موضوعا از سحر مصطلح بيرون است . بنابراين تقسيم ، جامع و بر منباى صحيحى استوار نيست . و سرّ مطلب آنست كه نزد عوام و عرف عام هر چيزى كه سبب خفىّ داشته آن را جادوگرى تلقّى مىكردند ، كما اينكه منطق معجزه را نمىفهيمدند و انبياء را به افسونگرى متهمّ مىكردند و بقول قرآن : اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ ، وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ، وَ إِنْ يَرَوْا آية يُعْرِضُوا عنها وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ . . . و خلاصه امور واقعيّت‌دار را با امور باطل و خيالى و بىاساس نبايد خلط كرد . با حفظ اين مقدّمه مىگوئيم : سحر هشت قسم دارد : 1 - سحر كلدانيان : آنان گروهى بودند كه در روزگاران كهن [ چهار هزار سال پيش يعنى زمان حضرت ابراهيم خليل عليه السّلام كه جنابش براى ابطال آراء آنان و دعوت آنها به توحيد مبعوث شده بود ] مىزيستند ، و ستارگان را مىپرستيدند ، و چنين مىپنداشتند كه تدبير و ادارهء امور و حوادث عالم [ كائنات و ارضيّات ] بدست كواكب است و لذا در برابر آنها كرنش مىكردند ، هر خير و شرّى در